اين بار من

تاريک تاريک بود ،  دست هايم سرد  و چشم هايم طبق معمول ....

اما يک حادثه  ، يک اتفاق ، يا شايد هم به تعبير تو تقدير و سرنوشت 

و به تعبير من يک اختيار خواب هايم را شيرين کرد ،

دست هايم را گرم و لب هايم را منتظر  !!

شايد  قافيه های هوس اين ترانه را رقم زدند  ،اما هر چه بود و هست 

اين ترانه حالا خوانده شده  و ديگر کاری از دست کسی ساخته نيست  ،

پس بهانه های بی شرمانه ی يک مشت خرافه

 و چرنديات  طبع هوسناک ديگران  ، اين وسط ديگر سهمی ندارد .

اگر من فقط لبخند ،  نه برای خاطر توست  و نه اين ورق پاره های کهنه .

اين لبخند تلخ نثار يک خيال دور بود ، يک احساس کاهی .

حالا تو را نمی دانم چرا اينقدر بهانه گير و کم طاقت شدی  ،

 و همه چيز عشق را به هيچ تبديل می کنی  .

اما اين را بدان  اين حکايت از سر خط گذشته و به جايی رسيده

که ديگر نبايد با پايان نا نوشته رهايش کرد  .

پس حالا نقطه سر خط برای  يک فرصت دوباره ،

بنويس ..................

 

 

 

/ 47 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آرمین متظری

سلام...وبلاگ صدرا رو ديدم...من نمی دونم چرا توی وبلاگ...ترجمه رو نمی شه انجوری آموزش داد...در مورد ترجمه شعر...من ميانه ای با ترجمه شعر ندارم...چون معتقدم شعر رو نمی ترجمه کرد...نمی دونم شايد هم يه روزی اينکار رو کردم...موفق باشيد...با کسانی آشنا هستم...اما درخواستتون مبهم بود...برای چی؟ راستی ...اینها برای لاله بود

صدرا

سلام خوندمش خداییش خیلی قشنگ بود هم فارسیش و هم انگلیسیش . راستی میشه از این به بعد لطف کنی و نام شاعر هم بنویسی.اگه منظورت از شعر اولی اینه(دل من یه روز به دریا .........). آره منم موافقم.یه چیز دیگه من هنوز جریان این ژس رو به طور کامل متوجه نشدم. بای

یلدا

همه چیز این روزها روزمره و نفسگیر است.ادمها فکر نمیکنند و من بیش از پیش خسته ام. از نوشته هات خوشم اومد.من راجع به خدا.نیروهای الهی.سکس.جمله های تاکیدی.فرشتگان و ... مینویسم.گاهی هم دستنوشته های احساسی خودم رو میزنم. اگه دوست داشتی سری بزن./یلدا آرتا

صدرا

سلام خوبی داشتم روی يه ترجمه برای وبلاگم کار می کردم قرار شد برام شعر بفرستی من منتظرتم

صدرا

تا چند ساعت ديگه برات می فرستمش البته اگه بيدار موندم اگه نشد که تا بعد از ظهر فردا (سه شنبه ) حتما می فرستم.

صدرا

ميل باکست رو چک کن bye

mohammad

سلام قلم زيبایی داری موفق باشی.........