چه اتفاقی افتاده!

شاید قاطی کرده ام ،

دوباره میوه ممنوع ،

دوباره من ، وبهشت

آدمم یا حوا !؟

نمی دانم !

اما دیگر فرشته نیستم .

/ 18 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
لاله

سلام ژاله جون خوبی عزیزم؟ وبلاگ منرو یادت میاد؟ دوباره نوشتن رو شروع کردم...

ابومجد

فرشته بودن را هر بار هم که از دست بدهیم، باز فاصله اش با ما به قدر یک انتخاب است. [لبخند]

گلبرگ

بگذار من دستهايت را بگيرم پاي كوه كه رسيديم مرا به قلبت زنجير كن عبور مي كنيم

سلام

سلام ژاله خانم خوبي باشي و هماره تندرست اگر تونستي سري بزن به وب هر چند نوشته ها كوتاهند وعليل و نگاه گاه گاه دوستان دلگرممان مي كند

نسترن

[گل][گل][گل][ماچ][ماچ]

الی

. . . [گل][گل] همیشه می خونمت ژاله جان [لبخند]

گلبرگ

مرا هم بپذیر دانه میپاشم همه آرزو هایم را بر سبزترین خیال تو تو اما مرا در اغوش خویش پنهان کن زمستان که میرسد همه پرنده ها بی پناه میشوند و همه ادم ها سرد و سرد

نيما

امااااااان از اين ميوه هاي ممنوع! [لبخند]

سوتام

یک جا هست که باید وایستی یک جا هست که باید در ری اما خدا نکنه جای این دو تا با هم عوض شه که دیگه تا آخر عمر بدهکار خودتی یا حق

هستی

عالی بود