کمی  پیدایم کن

من اینجا گم شده ام

نیروانای من ،

چشمان توست !

 

/ 19 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ع ج

من این جا بس دلم تنگ است

سعید

چیزهایی را که می خواستم روزی بدست آوردم که دیگر نمی خواستم ممنون که به من سر زدید یا حق بای

انتهای جاده

مدتی هست نگاهم به تماشای خداست مدتی هست امیدم به خداوندی اوست نغمه اشک مرا گوش خدا می شنود شاید این قفل دروغین که به بغضم زده ام با سر نیشترخاطره ای باز شود شاید این گریه آرام فغانی بشود نیمه شبی مرغ جانم هوس رنگ پریدن دارد و من بندی رویای زمین قفسی جنس قناعت برو ساخته ام

انتهای جاده

سلام همیشه موفق باشی.

شیوا فرازمند

سلام.. کوتاه و زیبا.... به دلم نشست... ممنون از دعوت...مانا باشید...

ایلیا

سلام خواستم بگم که بیادتم.

شاسوسا

یک کلبه ی خراب و کمی پنجره یک ذره آفتاب و کمی پنجره ای کاش جای این همه دیوار و سنگ آیینه بود و آب و کمی پنجره!!! [گل]

...

فوق العاده بود.. اینو ببین.. اخرین خورشیدمان اینک چشمان توست.. بر سرزمینی به تاراج رفته..