وسوسه انگيز

یک سیب ، یک لبخند

یک سیب ، یک گاز

دست آخر سیب گاز زده ی در انتظار فساد ،

با هزار باید و نباید و با هزار آرزوی بقچه شده در سجاده ،

ساده ، اما تلخ ، ساده و هزاران امای دیگر

که می خواهد نارنجی را با آبی خنثی کند ،

که می خواهد رنگ بریزد روی رنگ ،

که می خواهد ماست ترین لبخند ها را صورتی جلوه دهد .

/ 67 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
داوود

سلام ژاله جان من دوبار اپ کردم سر بزنی و نظر بدی خوشحال می شم

هستی

وچنان بي تابم كه دلم ميخواهد بدوم تا ته دشت بروم تا سر كوه دور ها اوايي است كه مرا ميخواند ............ سلام دوست خوبم من اپم و منتظر حضور قشنگ تو

مسافر کوير

سلام...زيبا نوشتی..مسافر کوير چشم انتظار قدمهاته...يا علی

آب و كاشي

ماهي‌هاي حوضمو به نان و شعر عمران صلاحي تازه كردم . جاتون سر سفره‌اي كه پر از مهمونه اما ميزباني نداره خاليه

هادی

سلام ... زندگی صحنه ی زیبایی هنرمندیهاست ... هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود ... صحنه پیوسته بجاست ... خوش آن نغمه که بسپارندش به یاد ... ممنون به وبلاگم سر زدی ... موفق باشی .. زندگی در گذر است و خاطره ها ماندنی

علی آرین

باران که بند بيايد به خانه باز خواهم گشت منظرم که ميمانی؟

naghmeh

مثل هميشه خوب. ولی گويا روحت چند روزی است بهم ريخته است متن‌هايت اخیرت اين را به من می‌گويد

هانيه

سلام از اينکه به من سر زدی ممنون ولی خداييش کم آوردم

محمد

ما همه سرباز عشقيم . پس بيا نامت را مزين کن به مهدی صا حب الزمان تا وجود او را درک کنی.