وفا

چند خطی برای تو ای علاقه ی نا نوشتنی 

اينجا فصل ديگری در راه است

بوی نرگس هوا را پر کرده

و حکايت آن دو خط موازی هم از سر نوشته شده

خيالت را راحت کنم آخر هر ديدار يک بوسه است

و نه ديگر هيچ خداحافظی

می دانم که اين روزها حتی پرنده ها هم مريض شده اند

اما من در کاسه ی آب وفا  هم برای خودمان

 و هم برای پرنده های مردنی حيات دوباره می خواهم

حالا هم ديگر ملالی نيست جز دوری شما

مثل پايان تمام نامه ها .

/ 23 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هاوری

سلام اولا باید بگم که وبلاگ زیبایی داریدهم قالبش هم مطالبش. دوما یه سوال:چه جوری میشه تو وبلاگ شاعرانهhttp://www.shaeraneha.com/weblog/ نظر دادو سوم یه خواهشِِ:به من هم سر بزن موفق باشی

امین روشن

شعر.......................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................

paria

ديگر ملالی نيست جز دوری شما... مرسی قشنگ بود اينجا فصل ديگری در راه است با چکامه به روزم

وحید نجفی

سلام «دوست عزيز !!!!!!!» افتخار حضور به خودم دادم ... نوشتتو خوندم خيلی از سيد علی صالحی تاثير گرفتی و اين تابلو هس .گفتم صالحی بخون نگفتم اونقد که ... بهر حال نامه ام بايد کوتاه باشد / از نو برايت می نويسم / حال همه ی ما خوب است / اما تو باور مکن .... سلام يعنی خداحافظ ژاله

باران تنهايي

ميتوان با يک گليم کهنه - روز را شب کرد و شب را روز - ميتوان با هيچ ساخت- ميتوان صد بار هم - مهربانی را خدا را عشق را - با لبی خندان تر از يک شاخه گل تفسير کرد - ميتوان بی رنگ بود - همچو آب چشمه ای پاک و زلال - ميتوان همراه باغ ودشت بود- عاشق گل گشت بود - ميتوان اين جمله را در دفتر فردا نوشت - خوبی از هر چيز ديگر بهتر است --------- آرزوی شادکامی براتون ميکنم.روزهايتان ارغوانی باد/حلالم كن

zedboys

سلام خوب باشی متن خيلی خوشکل و نانازی بودش دستتون درد نکنه اينشالاه که بازم از اين چيزهای خوب بخونيم راستی خواستين ما هم روز هستی هااااا تا بعد پيروز باشين

saeed

شايد دوباره کبوترها ساز زندگی سر دهند.....تو خود را آماده کن ...واقعيت اينه که کاسه ی آب وفا در دست همه قرار داد خدا از روز ازل...ولی تقريبا همه آدما اونو شکسته اند...دنبال وفا نگرد که اصلا يافت نميشه...راستی خيلی وقته به من سر نزدی ...البته اختيار با شماست...

امير

اميد وارم دوباره نگاهت عاشقانه توي نگاه معشوقت گره بخوره.

مسیح

يکی دو پلاک مانده به خانه آن ايام - خانه کودکی هامان - هنوز دو قمری عاشق - هی لانه می سازند و هی زندگی می کنند - و حتی يک بار هم توی چشم هم نگاه نکرده اند. مثل اينکه چشم به راه کسی يا چيزی - همه سايه ها را خواب می بينند - فروردين که می آيد - چشم هاشان می خندد.