ایمانم  را نبو دنت

 به تاراج برده

بگذار کمی بخوابم

بیداری سودی ندارد

خنده هایت و خدایت

و من هم مجهول خنده های تو

/ 22 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شاسوسا

تا نیاراید گیسوی کبودش را به شقایق ها صبح فرخنده در ایینه نخواهد خندید!!! . . . به روزم! سبز باش و پیروز![گل]

کیوان قنبری

. Always There is a Drop of Madness in Love Yet Always There is a Drop of Reason in Madness " Nietzsche " .

رضا

سلام ژاله خانم وبلاگ زیبایی داری وشعرت بسیار زیبا بود موفق باشید.بهم سربزن

کیوان قنبری

متناتو خوندم دوست خوب . کلی میشه درموردشون حرف زد. از سال 83 تا حالا کلی تغییر کردی . این هم جالب بود . اما در ساختارش باید دست ببری . کمی به انفجار نیاز داره . میشه درموردشون بیشتر صحبت کرد اگه بخوای .

کیوان قنبری

متناتو خوندم دوست خوب . کلی میشه درموردشون حرف زد. از سال 83 تا حالا کلی تغییر کردی . این هم جالب بود . اما در ساختارش باید دست ببری . کمی به انفجار نیاز داره . میشه درموردشون بیشتر صحبت کرد اگه بخوای .

کیوان قنبری

متناتو خوندم دوست خوب . کلی میشه درموردشون حرف زد. از سال 83 تا حالا کلی تغییر کردی . این هم جالب بود . اما در ساختارش باید دست ببری . کمی به انفجار نیاز داره . میشه درموردشون بیشتر صحبت کرد اگه بخوای .

علی رضا کرمی

یا علی

طاعون زدگی

ایمان من در چاله های شهرم افتاد و گم شد و هیچ شهرداری پاسخگو نبود که چرا من مرتد شدم . چرا ؟ می آیم بیشتر