جهش

هوا سرد است

شاید جنون به بهار رخنه کرده.

خوشبختی خواب است

شاید جنون  به پرنده ی آبی رخنه کرده.

بهار دیوانه ، پرنده ی آبی دیوانه ، انتظار بی سر انجام

و قدرت خیال بدون وزن و قافیه !

/ 144 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
لاله

سلام خانم خانمها بی خبر آپدیت می کنی آره؟ من دو باری آپدیت کردم اما نیومدی

حميد رضا

برگرد٬ بارها به دلم قول داده ام.... از باغ چشمهای خدا گل می آوری

مريم حقيقت

الوعده وفا pasaghazalبا مقاله ی ((ساختارهاي نامتوازي در متن نویسا یا شاکله ي غايي متن نويسا تا گزارشي از نحله هاي پساغزل)) نوشته ی مانی محمدی به روز است.شما ننوشته اید؟ یا علی

طوطيا

در حیرتم از مرام این مردم پست این طایفه ی زنده کش مرده پرست تا هست به ذلت بکشندش به جفا چون مرد به عزت ببرندش سر دست... <><><><><>...

طوطيا

فدای مهربونیات .... انگار تا همیشه باید درپی چشمهای تو ستاره های جاده رو سوا کنم وچه طولانیست این شبهای بی ستاره ی جاده ..... خوشحال میشم با تبادل لینک موافق باشی.خبرم کن... <><><><><>...

سارای ۶۲!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

سلام چطوری ؟ ه ه ه ه هنوز شعر ميگی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! من موندم چه رابطه ای بين بهار و جنون و سردی هس که تو شعرت آوردی . وااااای چه کار شاعرانه ای کردی که به خوشبختی تشخث دادی !!! جنون به پرنده ی آبی رخنه هم ميکنه ؟ ! چه طوری ؟؟؟!!!! او ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه وزن و قافيه ؟! لطفا درباره ی چيزی که نمی دونی حرف نزن . وزن ؟! قافيه !؟ عوض به روز کردن يه خورده مطالعه کن . خدافز

شهاب شاملو

درودی به بلندای سرو که ژاله طنازی چون شما در سليه آن می آرامد .... نوشته هايت مانوس و صميمی هستند ...ولی بنظرم کمی طعم خامی دارند ! بيشتر بخوان و بخوان سپس خامه اندر قلم خوش بران ...!! بهر حال من بسيار سختگيرم و اغلب کارهای خودم را نمی پسندم !! راستی اين که بايم نوشتی : رسمی نيست رازی نيست ما منزل اول بوسه بوديم که باد جامه سفيد رفتگان را باز آورد ..... چه تعبير زيبای و بی نظيری !! کلی با اين کارت حال کردم ... متن کامل اين شعر کجاست !! بفکر ناقصم این شایسته ترین شعر شماست !! با دو شبه غزل بروزم : در باره ایرانم آه .... و رقص با شیرانت چه شد... چشم براهم مگذار ... بدرود شهاب ‌

سجاد

سلام با اجازه لينکت ميکنم

نويد

سلام. ممنون از پيامتون. ميشه شعرتون رو تو وبلاگم بنويسم؟