واژه بازی

بیهوده داریم سایه بازی می کنیم

همیشه شروع نشان از خواستن نیست !

ازالفبای درس تا دل دل کردن  یک واژه

شاید  ، از همین دوستت دارم های معمولی

و نا گهان تو می روی

و ناگهان انتظار

تا تلنگری  ،  تا معجزه ایی

 تا شاید هم خداوندی

آنقدر ها هم که فکر می کنی رویایی نیست !!!!

 

/ 117 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شانس شقايقی

به شب می سپارم تو را تا نسوزد به دل می سپارم تو را تا نمیرد میشه بهم سر بزنی؟ ایندفعه نیاز دارم... دلنوشته ام را برایت نوشتم بیا و قطره اشکی ز گونه ام بردار... وحید

مرضيه

من آمدم كه با شم،پيدا شدم كه تنها دنبال من نگرديد خورشيد انتظارم بر قله خيال است اما شما كجاييد؟ دنيا روان پريش است ،من هم شبيه دنيا:درگير دار وغوغا با اين وقار سنگي ،با عاقلان بي ما دنبال من نگرديد من راميان قلبم،در چشمهاي خيسم، از خنده ام بيابيد با شيشه ها ي عينك چون يك پيام خوانا دنبال من نگرديد با دختران احساس حتي براي رفتن ديگر بهانه اي نيست من مانده ام كه باشيم،با من بمان كه فردا دنبال من نگردي و ......سلام...به روزم

اولین یار آخرین بار

سایه سنگین بین خود و خورشید؛ ما که رفتیم رفتیم و شکستیم یاد ها را در باد گیر ها تو با همیشگی هات بمان تکرار را دوباره تکرار کن «تیتان» مانند خورشید باش که اگر نخواستی بر کسی بتابی؛ نتوانی (اوستا)

به خاطر تو

سلام ندانم که آن مه نامهربان یادم کند یانه ؟ فریب انگیزمن باوعده ای شادم کندیانه؟ خراب آنچنانکه ازبادهم تسکین نمی یابم لب گرم میشود پیدا که آبادم کند یانه؟ صبا ازمن پیام ده برآن صیادسنگین دل که تاگل درچمن باقی است آزادم کندیانه؟

سعيده

سلام مثل هميشه زيبا به من که سر می زنی ؟؟؟ منتظرم.....