شايد پرنده ام ، شايد نه

 من که نمی دانم اين گناه بابت چيست ؟

اين فقط اشتياق کودکانه ی من است .

بچه ها اشتباه می کنند ، اما گناه هرگز

اينجاست که غزل می شود ناجی من ،

و من کودکی که به دامان او چنگ می زنم .

که چه بشود ! خدا عالم است .

فقط دستم را بگير که سيم های اين تار  ،

هنوز که هنوزاست نت فا را در دلم می زند .

و تو هنوز پشت اين همه فاصله ،

 دنبال رد پای نداشته ام می گردی !

کمی فکر کن شايد من .....

شايد من پرواز می کنم ، يا شايدم پای رفتن ندارم .

 

/ 46 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
mohesem

ممنون از اين كه به وبلاگم سر زدي. در ضمن چشاتون در پيت ميبينه.

حامد م

ژاله جون سلام. هميشه مثل متن هات قشنگ باشی و پاينده.

سارا

سلام ژاله جان ممنونم که به خانهء دل من هم سری زدی. نوشته ات خیلی زیبا بود، واقعا لذت بردم همیشه شاد باشی مرا از یاد نبری روزت از روز دگر خوشتر و نیکوتر باد که شد امروز من از وعدهء فدای تو خوش

ريحانه

سلام می خواستم نظر تونو راجع به تبادل لينک بپرسم اگه موافق باشين خوشحال ميشم.منتظر جوابتون هستم

گل شب بو

مگه نمی گی اينجا شهر بی پرنده هست که به حادثه...انگار اين جاده نقش قدم هايت را به خود نمی گيرد...والا آسمان اين شهر ديگر جايی برای پرواز ندارد.... خوشحالم می کنی باز بهم سر بزنی و وقتی به روزی خبرم کنی.

حميد

سلام. حتما به وبلاگ من یک سری بزنید. موضوع مهمی پیش اومده به کمکتون نیاز دارم بای

سارا

سلام زاله جان متنت خيلی جالب بود يه سرس به من بزن

دنيا (اميد آينده)

سلام..وای اين باره اول که ميام اينجا خدايی اعصابم خراب شد تا اين صفحه باز شد ولی متن قشنگيه...انشااله .. از فا در بیایو به سل برسی بعد به لا و بعد به سی آسمون دلت آبی