برهنه

از سر بی حوصلگی که می نويسی  نتيجه اش می شود اين :

اين که هر بی سر و پايی  اين وسط کباده ی عشق و ادب می راند .

آری همه اين روزها می خواهند همه چيز عريان باشد حتی واژه ها ،

اصلا مگر تو که هستی که من به خاطر تو واژه را بايد به سلابه بکشم  .

نه اين بار خبری از سايه ی درخت چنار نيست  ،

که بيايی و زيرش هر چه دارم و ندارم از آفتاب دور کنی

نه ،  ما می خواهيم زير نور آفتاب همه چيز وجودمان را بسوزانيم ،

حتی صورت مثل ماه شعر را .

نه ،  ما می خواهيم  اين بار آن طور که هستيم به چشم خورشيد بياييم  ،

نه زير لايه ايی از ضد هر چيزی  ،

ضد شعر ، ضد عشق ، ضد وفا

/ 27 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
arman

حالا معني اون همه اعتماد رو مي‌فهمم معني اون همه صبر و حوصله رو حالا معني اون همه تنهايي رو مي‌فهمم

دانيال

سلام خانومي وبلاگ قشنگي داري آدم بخاطر هر بي سر وپائي كه خودش ونبايد ناراحت كنه وقتي محل نذاري از هر چيزي براشون بذتر هست با تبادل لينك موافقي موفق باشي

رها

موافقم اما چه می شود کرد. آزادی بیان يعنی همين.

تاريکی

ژاله جان اين رهگذر هر کی هست ترکه....

navid

سلام قشنگ می نويسيد

محسن ثمودی

سلام....اگر ميخواهيد با ما هم گام شويد با آی دی من در تماس باشيد...خوشحال می شيم با شما با شيم...!

دانيال

سلام خانومي لينك شما در فهرست قرار گرفت اگر موافق نبوديد اطلاع بدهيد تا بردارم منتظر جوابتون هستم

پريا

سلام . ژاله جان نمی دونم مو ضوع چيه واسه همين نظر نمی دم . من حرفم با شخصی که به اسم تاريکی پيام داده . عزيزم تاريکی نميدونم باعثش چيه ولی دلیل نداره با هرکی مشکل داشتين و بی سرو پا ديدينش اسمش رو بذارين ترک شايد اونم عين تو فارس باشه . با حرفی که زده و جبهه ای که شما گرفتين شک نکن فارسه. پس هر اشتباه و کوتاه فکری و نذار به حساب ترکها

دانيال

سلام خانومي به روزم عزيزم ومنتظر نظرات گرانبهاي شما دوست خوبم