امضای پای تابلو

وقتی که برای اولين بار رويای شب زمستان را کشيدم ،

همان تابلوی دو قوی عاشق  در درياچه ی يخ زده ،

همان درياچه ای که در تاريکی  ، يکی از شب های سرد زمستان ،

شاهد عشق دو عاشق بود.

راز و رمز اين واژه ی گاه ، سوزان همچون آتش و گاه ، سرد همچون يخ را نمی دانستم.

کاش هرگز معنای اين واژه را نمی فهميدم .

عشقی که چنان سوزان بود ،

که حتی درياچه ی يخی و جنگل خفته را بيدار کرد.

عشق دو قوی تابلوی من  هميشه باقيست.

عشقی که من برای آنها کشيدم ، آن هم در يک شب زمستانی ،

تا هميشه تا ابد ماندگار شد.

آخر اين قصه ،

قوها به هم رسيدند ، قلب يخی درياچه شروع به تپش کرد٫

 و  شاخه های عريان  درختان  از اين عشق گرم شدند.

و سهم من از اين تابلو ٫ از اين قصه ٫ تنها امضای پای تابلو  بود !

و رويای يک شب زمستان.

ژاله ۸۱

/ 23 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
baharak

سلام.خسته نباشي واقعا زيباست .صفت نيکی که بر ان پا می فشاری راستی و صداقتت است .موفق باشی

مهدی

سلام خوبی دوست خوبم وبلاگ جالبی داری و زيبا مينويسی و دست به قلمت هم حرف نداره موفق و پيروز باشی دوست داشتی به کلبه حقير ما هم سر بزن

صادق

سلام ... کجايی؟ ... سر نمی زنی!

ye doost

سلام زيبل بود وعالی . اين خلق يک اثر هنريست ولی چه زيباست خلقت عشق و عاشق اونی که خودش خالق هر چی عشقه و هر چی عاشقه وااااااااااااای اگه انسان به اون درک برسه چی ميشه!!!!!!!!!!!!!!!!!!! محشر!!!!!!! ولی نقطه شروع همينجاست... بايد ديد و فهميد راز عشق راز سبوی باده و راز باغبان پير همه وهمه در دل اين اثر نهفته هست ولی کو اون دلی که درکش کنه مدعی زياده و لی عاشق واقعی کم خيلی کم خيلی خيلی کم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

محمد رضا

سلام ژاله عزیز.البته هر چه از دوست رسد نیکوست.حتی اگر کلماتی مثل بد قول و تنبل باشد.خوب بگذریم.من منتظر تماس بعضی چیزها رو از شما بپرسم.برات off گذاشته بودم توی مسنجر.جواب ندادی. منتظرم.برای اینکه نگی اینجا دست خالی اومدم یه جمله از بزرگی نقل می کنم. ما برای انجام کارهایمان تا ابد وقت نداریم. فرصت ما درست تا زمانیست که اینجا هستیم.خدا حافظ دوست عزیز

reihaneh

سلام ژاله جونم.خوبی ؟می دونی در عين حال که تلخه ولی خب يه جورايی هم شيرينه اين که تو خلقش کردی نازنين....

حسام

سلام ژاله خانوم ببخشيد اگه يه مقدار دير اومدم *متنهای شماهم واقعا زيبا هستند و از اون دسته نوشته هايی بود که من هيچ وقت فراموش نميکنم*

چراغ خاموش

گاه فقط در فرو ريزش است که مايه‌های درونی سر‌می‌گشايند/

raha

سلام گلم ...من هميشه به دوستای گلم سر می زنم اگه پيام نمی ذارم دليل بر اين نيست که سر نزدم...راستی که هر چی احساس بود تو اين نوشته به کمال رسيد ...واقعا همچين تابلويی خلق کردی؟ ...