هوا پس است!

عشق راهش را گم کرده ،

من راهم را گم کردم 

خدا نشانه ها را بر داشته!

عشق درگیر من است ،

من درگیر خودم .

خدا بی اعتنا به ما لبخند می زند

/ 12 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گلبرگ

ایمان اورده بودم اما نگاهت دوباره مرا بت پرست کرد ++++++ خدا هم مرا فراموش کرده این روزها حتی خدا هم مرا فراموش کرده

سایه روشن

هوا هر چقدر هم که پس باشد، چهره آبی عشق حتی از آن دورها هم پیداست باور کن! نشان به آن نشان که خدا همیشه هست، همیشه از پشت هفت آسمانش به ما لبخند می زند.

شادي

چه هواي بدي!!! بايد از اين هوا دوري كرد . اما چگونه؟

گلبرگ

هستم و زمان ابستن فردای او با نگاه توست مرا که می سپاری به باران خواست به خیال های اقاقی ها باش گذر گامهایت ساقه دلتنگی اشان را میشکند

گلبرگ

ماه نگاهت را بر دلم بتاب اینجا پشت پنجره ارزو من هستم و همه ستاره های بی قرار منتظر تا بیکرانگی سپید نگاهت

گلبرگ

بهشت اغوش توست وقتی برهنگی خیالم بستر مردانه تورا در برمیگیرد و من میان بازوان تو عشق را با تلاقی لبانت مزه مزه خواهم کرد گناهی ابدی نه ابدیتی همرنگ آرزوهای من

مرضیه

هوا که پس میشود چشمانمان کمسو تر است.... آنقدر که گاهی همه چی ما گم میشود و گاهی هم خودمان.... به قول سهراب گاهی چشمها را باید شست

گلبرگ

تنهایی و خیال حسرت های مانده در اغوش و تپش هایی که راه به ناکجا ابد می برند

hla

ali mesle ghabl

سید ضیا قاسمی

سلام نمی دانم مرا به یاد داری یا نه؟ برای مدتی تهران هستم و خواستم بعد از سال ها سلامی عرض کنم و حال و احولا تان را بپرسم. خوشحالم که هنوز می نویسی