دیگری در من

دادگاه الهی

انگارهمه ی خوبی های دنیا منقبض شده بود ،

انگارهمه ی  تپشهای قلبم  معطوف یک واژه بود .

چیزی شبیه یک خواب ،

وبیداری چه بهای سنگینی داشت .

حالا این نقطه از این پایین حرفی دارد ،

می خواهد بگوید:من شاکیم نه شاکر

شاکی به خاطر تمام داده ها و نداده هایت .

فقط نمی دانم ، تورا چگونه ودر چه دادگاهی باید به محاکمه کشید .

آخر تو خدایی و من نقطه ی کوچکی در آفرینش تو

+نوشته شده در ۱۳۸٥/٦/٦ساعت٦:۱٤ ‎ب.ظتوسط ژاله | نظرات ()