دیگری در من

بی من

 

 

برای من که از خاطره شدن تو فرار می کردم

 

سقوطت از یک لبخند گیجم کرد

 

من که هنوز طعم خنده هایت زیر زبانم گس مانده ،  

 

فقط کمی مانده بود که در چشم هایم تمام نیامدن هایت را داد بزنم

 

اما آخرسر فقط دعای خیرم بدرقه ی تمام خوابهای بی من بودنت می شود

 

و تو در من ،  مثل همیشه  غم را نوشتی .

 

 

+نوشته شده در ۱۳۸٥/۳/٢٦ساعت۱:٢۸ ‎ب.ظتوسط ژاله | نظرات ()