دیگری در من

جوانه

از این بد تر هم مگر میشود تو درست شدی عین او  

ومن با اینکه سیاه پوش روزگارم هنوز خنده را به یاد می آورم.

می خندم به تو که معنی همه ی فصل ها را از یاد برده ایی

به تو که انسانیت را لابه لای تیرگی های یک قلب ، به خاک سپرده ای

وحالا فصلی دیگر به نام زندگی در خواب ها

رمز ورود : دیگری در من  .

+نوشته شده در ۱۳۸٥/۱/٢٠ساعت٢:۳٢ ‎ق.ظتوسط ژاله | نظرات ()