دیگری در من

د. م .م

من به پاره پاره ترين کاغذ دنيا هم دل بسته ام

به واژه ی هزار تيکه ی دوستت دارم

و به بيهوده ترين واژه ی  دنيا يعنی عشق اقتدا می کنم .

بيهوده و تاريک

تا چه می دانم  ! قسمت و روزگار و سرنوشت

و هزار واژه ی بيهوده ی ديگر چه می خواهد  !!

و علاف تر از همه اين وسط صبر است ،

که نمی داند کجا با زارگرمی کند .

تو که می دانی  اين روزها همه چيز ايهام دارد ،

حتی تو

و من تا ياد بگيرم فرق بين تو و من را

سر رشته کار از دستم  رفته است .

حالا خسته و تنها  و با کوله باری از يک تجربه  ،

اينجا منتظرم ................

طبق معمول !!

 

+نوشته شده در ۱۳۸٤/۱۱/۱۱ساعت۱۱:٠۱ ‎ب.ظتوسط ژاله | نظرات ()