دیگری در من

آخر من

وقتی تمام  راه های دل من به بيراه می رسد  ٬

چطور می شود  پلی زد از اينجا تا خود آسمان  ؟!

من که هنوز  هم فقط خواب آسمان را می بينم ٬ آن هم يواشکی  !!

حالا من بايد با بال های کاغذی پرواز کنم !! آن هم در خواب و رويا ....

 پرواز کنم  از بالای هر چه راه و بيراه هست  ،

تا ببينم  دست تقدير  ، کجای اين روزگار فرشی پهن می کند :

برای سقوطی سبز  ٬ برای پايان من .

 

 

 

+نوشته شده در ۱۳۸٤/۸/٢۳ساعت۱٠:٥٤ ‎ق.ظتوسط ژاله | نظرات ()