دیگری در من

پرنده ی آبی

قرار شد بنويسم تا تعبير خواب هايم  ،

تا روز پايان گريه، تا سرودی سبز .

حالا آسمان پر ستاره شده، يکی از ستاره هايش هم که مال من شده

اما هنوز تو ای پرنده ی آبی پيش من نيستی .

برای رضای خدا هم که شده اين بار بيا و بمان  ،

در دلم درخت ديگری کا شته ام ، ريشه هايش در عمق دلم جای دارد .

برايت هم که دخيل سبز بسته ام به خود آسمان آبی ،

اما باز هم جای تو خاليست در تعبير خواب هايم .

 

+نوشته شده در ۱۳۸٤/٧/۱٤ساعت٢:۳٠ ‎ق.ظتوسط ژاله | نظرات ()