دیگری در من

ايستگاه انتظار

سلام

 در سفر زندگی در عبور  از کوچه های سبز تابستان چيزی شکست ، چيزی که با تمام تلاش  برای جمع کردن قطعه های شکسته شده ی آن هرگز کامل نشد.

برای شروع دوباره بهانه ای می خواهم، اما نمی دانم برای اين آغاز دوباره چه بهايی بايد پرداخت؟

دخترانی را می بينم که همه منتظر شروع دوباره ايی هستند، اما نميدانم انتظار دختران انتظار به چه می انجامد؟

خوب ميدانم که اين شکستن گذشته سايه ی ترديدی بر گرمای صداقت سبز کوچه های تابستان خواهد انداخت.

+نوشته شده در ۱۳۸٤/۱/۱٩ساعت۸:٥٧ ‎ب.ظتوسط ژاله | نظرات ()