دیگری در من

صد سال به اين سال ها

سلام به تازگی ها

عجب روزهايی اين روزها .همه چيز يه شکل خاصيه ٬ مردم همه پر از جنب وجوش  ٬ همه در حال خريد کردن ، مثل اينکه خريد همه ی سالشونو گذاشتن برای اين روزهای آخر. فروشنده ها  هم که هزار ماشاءالله وضع کاسبيشون توپ توپه . مامانا هم اینقدر اين خونه های بی زبونو  می سابن که همه جاو همه چيز برق می زنه ،حالا خونه های بيچاره که پوستشون کنده ميشه هيچی ما بچه های بيچاره رو بگو  از بس اين روزها ازمون  بيگاری می کشند  حسابی وزن کم  می کنيم اما  عيبی نداره  به زودی  همه شو توی  عيد جبران میکنيم . 

مثل طبيعت که پوست عوض می کنه و به جای اون لباس خواب زمستونی  لباس سبزی وتازگی می پوشه توی دنيای آدما هم همه چيز بوی تازگی ميگيره٬ ولی کاشکی  می شد علاوه بر نو کردن ظاهرمون باطنمون رو هم نو می کرديم ،قلب کهنه رو با يه قلب جديد  عوض می کرديم تا هيچ اثری از دلتنگی های گذشته رو با خودمون به سال جديد نبريم.

خوب مثل اينکه دوباره رفتم تو فاز غم وغصه  ببخشيد . کجا بوديم آها يادم اومد ، آره ديگه همه چيز حسابی ترو تازه می شه . راستی چهار شنبه سوری چطور بود ؟ خوب بود ؟ به من که خيلی خوش گذشت ،برو بچه های با صفای محله ی ما يه آتيش بزرگ وسط کوچه درست کرده بودن با کلی ترقه و فش فشه ويه ضبط دو بانده بزرگ ويه رقص با حال هم دور آتيش کردن ٬کلی هم از رو آتيش پريدن . راستی چرا از رو آتيش می پريم ؟ من فکر می کنم شايد چون به نظر زردتشتيها آتيش مقدس هست ما می خوايم با پريدن ازرو آتيش خودمون و وجودمونو  پاک و مقدس کنيم تا برای سال جديد هيچ ناپاکی با ما نباشه . البته شايد دليلش اين باشه ٬يا شايدم نه.هرکسی دليل پريدن از رو آتيش رو ميدونه بی زحمت به منم بگه .

خوب اوميدوارم شما هم حسابی خودتونو برای عيد آماده کرده باشين .من که سعی می کنم اين روزا شاد باشم و شادی کنم .فکر می کنم اگه از اول سال رو با شادی شروع کنيم ديگه تو تمام سال شادی رو مهمون خونه هامون ميکنيم .مثل سبزه ی عيد دلاتون هميشه سبز باشه ٬ پيش پيش عيدو به همه تبريک می گم ، صد سال به اين سال ها .

بدرود تا سلامی دوباره

+نوشته شده در ۱۳۸۳/۱٢/٢٧ساعت۱٢:٥٦ ‎ب.ظتوسط ژاله | نظرات ()