دیگری در من

تپش سايه ی دوست

سلام به همه دوستای مهربون

دوست کيه ؟ دوست يعنی چی ؟ دوست يعنی اينکه ما ساعتهايی که بيکاريم   با هم خوش بگذرونيم فقط همين ؟ نه، نه  دوست و دوستی واژه های مقدسی هستند . دوست يعنی کسی  که وقتی برات مشکلی پيش مياد هر چند که از نظر مادی نمی تونه برات کاری انجام بده ولی با حرفهاش با طرز برخوردش بهت احساس آرامش ميده.  همين که تو بفهمی کسی هست که تو رو دوست داشته باشه  و از شادی تو خوشحال و از غمت ناراحت بشه  و توی هر دوی اونها شريکت باشه خودش کلی می ارزه.  نمی دونم چرا وقتی با بعضيها  از غمت از مشکلت حرف می زنی ، چرا فقط بلدن چند کلمه بی روح بگن مثلا " :سخت نگير ٬ اين وسط خودتو اذيت می کنی ، کاشکی اونا می تونستن به جای اين کلمات خشک و کليشه ای بگن می دونم سخت هست ولی می گذره ................................ و به قول سهراب (( دوستان من کجا هستند؟روزهاشان پرتقالی باد))

به نظر من دوست خوب مثل يه حساب پسنداز  می مونه  که هميشه پره ، نه اشتباه فکر نکنين اين حساب بر عکس حسابهای ديگه که پر از پولن ، اين حساب پر از معرفت ، عاطفه و حس مسئوليت  نسبت به همديگه هست.

درسته اين روزا رفيق تنگی و خوشی کم پيدا ميشه ولی اگه خوب نگاه کنی  پيدا می کنی .

غرض  از اين همه فک زدن  و  حرف زدن برای شما دوستان خوب در مورد دوست اين بود که می خوام  به شما اين مژدگانی رو بدم که قراره يه دوست خوب  که شاعر و نويسنده  هستند  به جمع ما اضافه بشه.ايشون لطف می کنند و شعرها و نوشته هاشونو  اجازه ميدن من در وبلاگمون بنويسم . امروز اولين شعر اين دوست عزيز رو به شما  تقديم می کنم:

ز تاک باغبان پير

سبوی عشق جام جم

پر از شراب می شود

نگاه کن به عشق ما

که بعد سرنوشت ما

خط کتاب می شود

نگاه کن  به مستيم

به روز و شب 

به هستيم

چگونه آب می شود

نگاه کن به هستيم

چگونه اين مايه ی  وجود

شراب ناب می شود

(( نگاه کن تمام آسمان من

پر از شهاب می شود))

  اين شعر رو علی آقا سرودن .

+نوشته شده در ۱۳۸۳/۱۱/۱۸ساعت٤:٥٩ ‎ب.ظتوسط ژاله | نظرات ()