دیگری در من

دروغ جيه؟ راست چيه؟

سلام

ديروز که متن قبلی رو دادم  يکی از دوستان  در پيامهای ديگران گفته بود  نمی دونم دروغ چيه؟ راست چيه؟ و گفته بود اگه شماها می دونيد بهم بگين .  من بهش ميگم دوست خوبم راست هستی ما هست . راستی  خدای ما هست . راست دنيای ما هست.  راستی اينه که ما می دونيم خدا دوستمون داره و ما هميشه محتاج او هستيم و او در همه کارها پشت و پناهمون هست .اونه که نمی ذاره ما از چاله  توی چاه بيفتيم . اون بود که نذاشت ماه  پشت ابر پنهون بمونه. حداقل برای من که اينجوری بود. اون بود که کمکم کرد تا حقيقت رو در مورد پست ترين ها بفهمم و منو نجات داد. تو هم اگه می خوای بدونی راست چيه از ته قلبت از خدا بخواه تا تو رو به راستی برسونه. و بهش بگو که اول از همه شهامت شنيدن راستی و حقيقت رو بهت بده و بعد بهت بفهمونه راستی چيه. ازش کمک بخواه  که به تو قدرت و توان تحمل  دروغ رو بده و اون موقع بفهمی که چه کسايی بهت دروغ گفتن و ميگن. و ازش بخواه به تو اين شهامت رو بده که هميشه راست بگی. اگه تو خودت تونستی هميشه حقيقت رو بگی اون موقع از ديگران بخواه  که به تو حقيقت رو بگن. ما همه از بچگی اينو می دونيم که دروغگو دشمن خداست ولی هر روز هزار ها دروغ ميگيم .

وای به حال ما که همگی دشمن خدا هستيم.

دوستای خوبم  شما هم جواب اين دوستمون رو بدين  .

و اين متن قشنگ رو به شما هديه ميکنم:

وقتی تو نيستی نه هستهای ما آنچنان که بايدند  و نه بايدها .

حرف آخرم را با بغض می خورم و لبخندهای لاغر خود را در دل ذخيره ميکنم برای روز مبادا.

اما در صفحه های تقدير روزی به نام روز مبادا نيست .آن روز هر چی باشد شبيه به روز ديروز ، روز فردا و مثل همين روزهای ماست.

شايد امروز روز مبادا باشد .

وقتی تو نيستی نه هستهای ما  آنچنان که بايدند و نه بايدها .

هر روز  بی تو  روز مباداست....................................

+نوشته شده در ۱۳۸۳/۱۱/۱٥ساعت٤:۳۸ ‎ب.ظتوسط ژاله | نظرات ()