دیگری در من

انسان وقتی.....

از نذر و نیاز،

خواست و نخواست ،

درخت مراد و بند های در انتظار

تا گره های سبز باز نشده.

از پریشانی خواب ها،

از خطوط ما بین آدم ها ،

ازخیال پروانه شدن

تا مجالی که به عشق باید داد.

همه و همه

هوای آشنارفتن و غریبه آمدن را دارد.

از این که می خواهم مثل تو باشم ،

از تقدس یک نگاه ،

تا فرصت دوباره!!

+نوشته شده در ۱۳۸٦/۳/۱٥ساعت۱٢:٠٢ ‎ق.ظتوسط ژاله | نظرات ()