دیگری در من

خلسه

واژه ، واژه

حرف ، حرف را  پروانه می کنم

تا دور خاطره ایی از تو بگردم .

پرنده ، پرنده حرف را واسطه میکنم

تا پرواز بدون بال را ،  تنها بنویسم .

بی رنگی،

اما هنوز لابه لای خطوط دستانم دنبال پیوندم .

بی تابم ، تا خدا چه بخواهد

شاکرم ، اما شکرگزاری خسته ،

که تنها بین فاصله ها تکرار می شود.

پرنده ، پرنده

حرف ، حرف کم می آورم .

کار از تعبییر خواب ما گذشته .

 

+نوشته شده در ۱۳۸٥/۱۱/٢۱ساعت۱٢:٢٤ ‎ق.ظتوسط ژاله | نظرات ()