دیگری در من

 

بی خوابی تمامی ندارد

+نوشته شده در ۱۳٩٤/٤/٢٤ساعت۱:٤٦ ‎ب.ظتوسط ژاله | نظرات ()
 

انگار دلتنگیام تمومی ندارن

+نوشته شده در ۱۳٩٤/٤/٢٢ساعت۱٢:٤٢ ‎ب.ظتوسط ژاله | نظرات ()
 

دیگری در من تموم نشده ,

هیچوقتم تموم نمیشه , فقط نمیدونم چرا دیگه جملاتم آهنگین نیست 

+نوشته شده در ۱۳٩٤/٤/٢٠ساعت۱٢:٥٧ ‎ب.ظتوسط ژاله | نظرات ()
 

چشمم هنوز به دنبال خاطره هاست 

دنبال توهمی سبز

دنبال تو

+نوشته شده در ۱۳٩۳/٤/۱ساعت۱:٢٥ ‎ق.ظتوسط ژاله | نظرات ()
 

رنگهایم گرمند ، شادند ، خوشحالند 

اما من ، در توهمی سرد گرفتارم .

آنقدر سرد 

آنقدر دور 

که نمیدانی

 

+نوشته شده در ۱۳٩٢/۱٢/۱۳ساعت٦:۳٢ ‎ب.ظتوسط ژاله | نظرات ()
 

در هپروتم ،

جایی میان زمین و هوا  ،

تو می آیی !

سرابی یا خیال !؟

مهم نیست ،

گرمای دستانت که به من می رسد ،همین کافیست .

می دانم !

من در توهمم،

مثل ماهی در تنگ بلور با توهم دریا

با این همه من عاشق توهم زا هستم

چون ، تو را به من ، من را به تو

ماهی را به دریا

و پرنده را با این همه سیاهی به آبی آسمان می رساند.

 

+نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٢/٩ساعت٥:٢٠ ‎ب.ظتوسط ژاله | نظرات ()
 

چه اتفاقی افتاده!

شاید قاطی کرده ام ،

دوباره میوه ممنوع ،

دوباره من ، وبهشت

آدمم یا حوا !؟

نمی دانم !

اما دیگر فرشته نیستم .

+نوشته شده در ۱۳٩۱/٩/۱٩ساعت۱۱:٠٥ ‎ق.ظتوسط ژاله | نظرات ()
 

این روزها

فکرم زیر نور آفتاب مچاله شده ،

قاطی کرده ام !

مثل ؟

نمی دانم

اکسیژن ، به مغزم ، به دلم ، به هوایم ،

که هواییم کند نمی رسد .

+نوشته شده در ۱۳٩۱/۸/٩ساعت۱:۱٤ ‎ب.ظتوسط ژاله | نظرات ()
 

درست روبروی هم،

درتلاقی نگاه ها ،

تمام می کنیم

تمام می شود ،

همه چیز .

+نوشته شده در ۱۳٩۱/۸/٢ساعت۱۱:۱۱ ‎ق.ظتوسط ژاله | نظرات ()
 

هوا پس است!

عشق راهش را گم کرده ،

من راهم را گم کردم 

خدا نشانه ها را بر داشته!

عشق درگیر من است ،

من درگیر خودم .

خدا بی اعتنا به ما لبخند می زند

+نوشته شده در ۱۳٩۱/٦/۱۸ساعت۱٠:٥٢ ‎ق.ظتوسط ژاله | نظرات ()